شاهدان سبز؛ رازهای صحنه جرم
خزهها؛ سرنخهایی که میتوانند مسیر یک پرونده قتل را تغییر دهند.
خزهها، این گیاهان کوچک و کمتوجه، میتوانند نقش یک سرنخ دقیق جنایی را ایفا کنند. هر گونه خزه فقط در شرایط محیطی بسیار خاصی رشد میکند و به همین دلیل، وجود حتی تکهای بسیار ریز از آن میتواند محل حضور یک فرد را مشخص کند. بررسی بیش از ۱۵۰ سال پرونده جنایی نشان میدهد که در مواردی، خزهها به کشف محل دفن اجساد و بازسازی صحنه جرم کمک کردهاند؛ شواهدی که اغلب نادیده گرفته میشوند.
خزهها معمولاً در حاشیه توجه ما قرار دارند؛ گیاهانی بسیار کوچک که اغلب در سایه، رطوبت و نزدیکی سطح زمین رشد میکنند. برخی از آنها آنقدر ظریفاند که از مژه چشم هم نازکتر به نظر میرسند. اما پژوهشهای جدید نشان میدهد همین گیاهان ساده میتوانند به ابزارهایی مهم در تحقیقات جنایی تبدیل شوند.
به گزارش پایگاه علمی خبری دانه، ماجرا از سال ۲۰۱۳ آغاز شد؛ زمانی که از گروهی از گیاهشناسان خواسته شد تکههایی بسیار ریز از خزه را بررسی کنند تا محل دفن یک جسد مشخص شود. این تجربه بعدها به یک پژوهش علمی گسترده انجامید که در نشریه Forensic Sciences Research منتشر شد و نقش خزهها و گیاهان مشابه را در حل پروندههای جنایی مرور میکند.
مت فون کنرات، رئیس بخش گیاهشناسی موزه فیلد شیکاگو و نویسنده اصلی این پژوهش، میگوید بسیاری از کارآگاهان اصلاً متوجه ارزش این شواهد نمیشوند، نه بهدلیل بیدقتی، بلکه چون نمیدانند دقیقاً با چه نوع سرنخی روبهرو هستند. به گفته او، هدف این مطالعه نشان دادن اهمیت همین نشانههای کوچک و خاموش است.
چرا خزهها برای جرمشناسان مهماند؟
خزهها به گروهی از گیاهان به نام «بریوفیتها» تعلق دارند؛ گیاهانی بسیار ساده که ریشه، ساقه یا بذر واقعی ندارند و آب و مواد مغذی را مستقیماً از محیط اطراف جذب میکنند. این ویژگی باعث میشود بتوانند در شرایطی رشد کنند که بسیاری از گیاهان دیگر قادر به زندهماندن در آن نیستند.
هر گونه خزه به محیطی خاص وابسته است؛ از نظر میزان رطوبت، نور، دما و حتی نوع سطحی که روی آن رشد میکند. به همین دلیل، حضور آنها میتواند اطلاعات دقیقی درباره مکان، شرایط محیطی و حتی زمان وقوع یک رویداد بدهد. علاوه بر این، موجودات ریز دیگری که روی خزهها زندگی میکنند، خود میتوانند سرنخهای تکمیلی در اختیار کارشناسان قرار دهند.
نگاهی به ۱۵۰ سال استفاده از خزه در پروندههای جنایی
در سال ۲۰۲۴، جنا مرکل، دانشجوی کارشناسی ارشد جرمشناسی در دانشگاه جورج واشنگتن، بهعنوان کارآموز به موزه فیلد پیوست. او پیشنهاد داد که مروری جامع بر کاربرد بریوفیتها در جرمشناسی انجام شود. نتیجه بررسی ۱۵۰ سال منابع علمی نشان داد که استفاده از این گیاهان در تحقیقات جنایی بسیار محدود بوده است.
قدیمیترین نمونه ثبتشده به سال ۱۹۲۹ بازمیگردد؛ زمانی که رشد خزه روی یک اسکلت در حال تجزیه به تخمین زمان مرگ کمک کرد. پس از آن، تنها چند پرونده پراکنده در کشورهایی مانند فنلاند، سوئد، ایتالیا، چین و آمریکا گزارش شده که در آنها خزهها اطلاعات کلیدی درباره محل یا شرایط وقوع جرم ارائه دادهاند.
پروندهای که نقش خزه را جدی کرد
این پژوهش همچنین برای نخستینبار جزئیات کامل پروندهای را منتشر میکند که بیش از یک دهه پیش توجه پژوهشگران را جلب کرد. در سال ۲۰۱۱، نوزادی به نام «کیت» به قتل رسید و محل دفن او مشخص نبود. پدر کودک تنها اطلاعاتی کلی از منطقهای وسیع در شمال میشیگان ارائه کرده بود.
بررسی کفشهای او ذراتی بسیار ریز از گیاهان را نشان داد. دو سال بعد، تیمی از گیاهشناسان به سرپرستی فون کنرات منطقه را بررسی کردند و گونههای خزه، علف و درختان را فهرستبرداری کردند تا محیطی منطبق با این بقایای گیاهی پیدا شود.
در نهایت، محدوده جستوجو از چندین شهرستان به منطقهای بسیار کوچک، حدود ۵۰ فوت مربع، کاهش یافت. بعدها پدر کودک تأیید کرد که همان نقطه محل دفن بوده است.
چرا گیاهشناسی جنایی اهمیت دارد؟
پژوهشگران امیدوارند این یافتهها باعث شود نیروهای پلیس و کارشناسان قضایی توجه بیشتری به شواهد گیاهی داشته باشند. به گفته مرکل، گیاهان(بهویژه بریوفیتها)میتوانند پیوندی دقیق میان افراد، مکانها و رویدادها ایجاد کنند؛ آن هم با شواهدی که اغلب بهسادگی نادیده گرفته میشوند.



